قطعا هر کدوم از ما چند باری با صحنه دستگیر کردن دخترها و زنها تو خیابون برخورد کردیم. صحنه ای که به قدری اعصاب آدم رو خورد می کنه که آدم می خواد همون جا چشمش رو به هر ملاحظه ای ببنده و فقط فریاد بکشه. چند روز پیش که دوباره این صحنه رو دیدم و واقعا اعصابم خورد شد با خودم فکر کردم که چرا ما اینقدر نسبت به این حرکات بی تفاوت شدیم. چرا این صحنه ها رو می بینیم و هیچ حرکتی نمی کنیم و خلاصه به این فکر افتادم که بیام و یه کمپینی برای مبارزه با گشت ارشاد راه بندازم. راه مبارزه هم خیلی ساده است. با هم قرار بزاریم که هر جا صحنه دستگیری دیدیم همون جا یا اطرافش وایستیم و وقتی تعدادمون یه خورده (در حد 10 نفر) شد، به این قضیه اعتراض کنیم. اونم خیلی آروم و منطقی. با همین کار من مطمئنم که به زودی بساط گشت رو جمع می کنن. بعد که اومدم و تو FB یه گشتی زدم دیدم قبلا دوستان زحمتش رو کشیدن و حالا نوبت ماست که با همکاری با این صفحه فیسبوک، گامی رو در جهت پس گرفتن یکی از هزاران حقوقمون که آزادی در پوشش هست، برداریم. آدرس صفحه فیسبوک رو تو بخش نظرات میگذارم. Like و Share یادتون نره
اگر اینترنت جهانی رو قطع کنند، به اعتقاداتم قسم که اینترنت ملی رو تحریم خواهم کرد.
نمی دونم شایعه هست یا نه، ولی از چند جا شنیدم و خوندم که که می خوان از شهریور اینترنت جهانی رو قطع کنن. اگه این کارو بکنن به اعتقاداتم قسم می خوارم که اینترنت ملی رو تحریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم می کنم.
خوشحالم که سال 88 انقلاب نشد!
خوشحالم که سال 88 انقلاب نشد. خوشحالم که حکومت ما رو سرکوب کرد که نتونیم به جایی برسیم. اگه سال 88 انقلاب می شد قطعا خیلی هایی که امروز دستشون برامون رو شده، قرار بود حکومت جدید رو به دست بگیرن و شخصیت هایی که امروز هنوز هم بر عهدی که با مردم بستند، ایستاده اند، مثل انقلاب 57 خیلی زود از گردونه به در می شدند.
این گذشت زمان بود که به ما مهدی خزعلی را شناساند. این دو سال صبر بود که به ما صبر و پایمردی میرحسین را اثبات کرد. این دو سال بود که تفاوت زندانیان سیاسی که در بدترین شرایط فریاد مرگ بر دیکتاتورشان قطع نمی شود را از بی غیرت هایی که هنوز هم در فکر معاملات سیاسی خود هستند، روشن کرد. این تاخیر در انقلاب بود که به ما یاد داد خیلی هم راحت به هر کسی اعتماد نکیم و قبل از یک انقلاب دیگر، تکلیف روز فردای انقلابمان را کاملا شفاف کنیم. آری؛ این تاخیر ارزش این را داشت که 30 سال بعد، برای برچیدن نظام مقدس حضرت آیت الله محمد خاتمی بار دیگر نداها و سهراب هایی را از دست ندهیم. آقای خاتمی، نمیدانم با چه استدلال و اعتقادی رای دادی، هر اعتقادی داری برای خودت محترم. ولی سعی نکن از حضور سبزها استفاده کنی و شکوه این جنبش را به حساب خودت بزنی. مطمئن باش که صدی نود و نه از سبزها دیگر از نظام جمهوری اسلامی قطع امید کرده اند. آقای خاتمی؛ نهضت آزادی یادت است؟ همان حزبی که همراه مردم هر تلاشی را کرد تا انقلاب 57 به پیروزی برسد. تو امروز با جنبش سبز کاری را می کنی که خمینی آن روز با نهضت آزادی کرد. تا دیروز انقلاب، با آنها بود و از فردای انقلاب، دشمن آنها. آقای خاتمی هر اعتقادی داری، برای خودت. ما دیگر نمی خواهیم انقلاب کنیم و جمهوری اسلامی دیگری به پا کنیم. آقای خاتمی خودت خوب می دانی که جنبش سبز دیگر هیچ اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارد. لطف کن و با ما صادق باش…
سه شنبه های اعتراض را بايد از سر گرفت
یکی از اشتباهاتی که همواره جنبش سبز مرتکب شده است این است که در تمام اعتراضات، فکر می کنیم باید در همان روز اول جمعیت میلیونی به خیابان ها بیایند. در حالی که تجربه تظاهرات و انقلاب های منطقه نشان می دهد که با استقامت بر تظاهرات به تدریج بر جمعیت افزوده می شود. به عنوان مثال در سوریه افرادی که در هفته های آغازین تظاهرات در خیابانها حضور می یافتند بسیار کمتر از جمعیت فعلی بودند ولی استقامت افراد انقلابی و اصرار آنها بر ادامه تظاهرات حتی با جمعیت کم باعث شد که به تدریج بر تظاهرات کنندگان افزوده شود. وجود چنین نظم و استقامتی در تظاهرات جنبش سبز متاسفانه تا به حال وجود نداشته است. متاسفانه تا همان تظاهرات روز اول را پشت سر می گذاریم عده ای شروع می کنند به آیه یاس خواندن. ولی باید توجه داشت که جو الان با جو روزهای بعد از انتخابات متفاوت است. باید شرایط را درک کرد. در حال حاظر در فاز اول باید فضای سیاسی رو دوباره انقلابی کرد. لازمه این امر، انجام راهپیمایی ها و تظاهرات خیابانی به صورت منظم است. در شرایط فعلی تظاهرات هفتگی بهترین گزینه به نظر می رسد.این کار باید برای چند هفته ادامه پیدا کند تا به تدریج فضای انقلابی حاکم شود. ولی از ابتدا باید دانست که این برنامه نیاز به تداوم و البته اطلاع رسانی دارد. یعنی باید در طول هفته اطلاع رسانی کرد و در روز موعود به خیابان آمد. همچنین تا زمانی که جمعیت به مقدار مورد نظر نرسیده است، بهتر است که تظاهرات به صورت سکوت باشد تا تا حد امکان هزینه ها حداقل شود و افراد بیشتر به حضور در خیابان ترقیب شوند. باور داشته باشیم که ما همان مردمی هستیم که در سال 88 پایه های حکومت دیکتاتور را سست کرده بودیم. باور داشته باشیم که باز می توانیم خیابان های را تسخیر کنیم اگر در این راه استقامت نشان دهیم. حالا با سه شنبه های اعتراض موافقید؟
ساعت 10 امشب 25 بهمن 1390 بر روی پشت بام ها فریاد مرگ بر دیکتاتور و زندانی سیاسی آزاد باید گردد سر خواهیم داد. اطلاع رسانی کنیم
دیگر نباید آرام نشست. حضور امروز همه ما رو امیدوار کرد. امشب همه با هم ساعت 10 شب فریاد مرگ بر دیکتاتور و زندانی سیاسی آزاد باید گردد و سوت و هر شعار دیگری سر خواهیم داد. از امروز کارمان تازه شروع شده. با شعارهای امشب بر پشت بامها آمادگی خود را برای حضور مداوم در خیابان در روزهای آینده اعلام می کنیم.
پيشنهاد: پخش اعلامیه های کوچک در حین تظاهرات در بین مردم، راهی برای تداوم تظاهرات در روزهای بعد از 25 بهمن
بر هیچ کدوم از ما پوشیده نیست که اگر قرار باشه تظاهرات روز 25 بهمن مفید و کارگشا باشه، باید ادامه دار باشه و تا آزادی و رهایی از چنگال دیکتاتور ادامه پیدا کنه. ویژگی تظاهرات ادامه دار و ریتمیک اینه که به تدریج افراد بیشتری از برنامه تظاهرات اطلاع پیدا می کنن و در نتیجه افراد بیشتری در اون شرکت می کنن. حالا کاری که میشه برای اطلاع رسانی روزهای بعد از 25 بهمن انجام داد اینه که هر کدوم از ما، روی کاغذهایی برنامه روزهای بعد رو چاپ کنیم و با خودمون در روز تظاهرات همراه داشته باشیم و در حین تظاهرات، به اطرافیان خودمون بدیم و ازشون بخوایم که بین افراد دیگه پخشش کنن. به عنوان مثال میشه روی یک کاغذ در 30 خط برنامه تظاهرات فردا رو چاپ کرد و کاغذ رو به 30 قسمت تقسیم کرد. به همین سادگی فقط با 10 برگ کاغذ میشه 300 اعلامیه جیبی درست کرد که به دست به دست شدنش در بین جمعیت به راحتی 1000 نفر از برنامه تظاهرات فردا مطلع می شوند. توجه کنید که این حجم از اطلاع رسانی فقط کار 1 نفر است و حالا اگر این کار رو افراد بیشتری انجام بدن، حجم اطلاع رسانی بسیار بالا خواهد بود. من پیشنهاد می کنم برای روزهای بعد از 25 بهمن هم، مسیر و ساعت تظاهرات رو تغییر ندیم و همون مسیر میدان فردوسی تا نواب ساعت 16 قرارش بدیم.
پخش گسترده اعلامیه و اطلاع رسانی مراسم 25 بهمن
آقای اوباما، شما که ادعای دفاع از حقوق بشر دارید، کشتن مردم تو ایران و سوریه و بحرین و … خط قرمزتون نیست؟
متنفرم، از هر چی حکومته متنفرم، ایران و روسیه و آمریکا و انگلیس و چین و … هم فرقی نداره. همشون سر و ته یک کرباسن، همشون در یک کلمه کثیفن. این آمریکا فقط یه خورده خودشو بزک کرده که بوی تعفنش به چشم نیاد ولی اون هم کثافتیه مثل روسیه و چین و ایران. وگرنه قبل از موضوع بستن تنگه هرمز، جون مردم فکر می کنم موضوع مهمتریه و خطش هم خیلی قرمز تره.
پيشنهاد: تظاهرات در روزهای 14 و 15 آذر – تاسوعا و عاشورا و 16 آذر – روز دانشجو
این اوخر که جنبش سبز در اثر خشونتهای وحشیانه حکومت، در تظاهرات خیابانی چندان موفق ظاهر نشده است، هر بار که فراخوانی برای تظاهرات داده می شود ولی امکان برگذاری تظاهرات به وجود نمی آید، با خود می گویم که دیگر این فراخوان ها را دنبال نخواهم کرد. دیگر هیچ اطلاع رسانی برای هیچ تظاهراتی نخواهم کرد. آنقدر می نشنم و نگاه می کنم تا خود آنهایی که در خانه نشسته و نا امید از شکست حکومت هستند، به آخر خط برسند و خود به پا خیزند. ولی نیک می دانم که این احساس خیلی دوام نخواهد آورد و خیلی زود به برگذاری تظاهراتی دیگر امید وار خواهم شد. آری امروز منی که بعد از آخرین فراخوان (فراخوان حمایت از دریاچه ارومیه) با خود عهد بسته بودم که دور تظاهرات خط بکشم، باز هم عهد خود را می شکنم. نمی دانم چرا ولی باز هم امید وار شده ام. باز می خواهم تلاش کنم. باز هوای پرواز به سرم زده است. هوای آزادی… هم وطن این من و تو بودیم که 22 خرداد را ساختیم. این من و تو بودیم که 25 بهمن را در تاریخ ثبت کردیم. بیا یک بار دیگر حماسه ای بسازیم. بیا حالا که فشارهای اقتصادی زندگی را سخت تر از پیش کرده است و فسادهای دولتی آبرو برای حکومت باقی نگذاشته و شاید فاصله تقریبا یک ساله از آخرین تظاهرات، ترس از وحشی گری حکومت را به باد فراموشی سپرده است، یک بار دیگر آستین بالا زنیم و دست در دست هم، کاری کنیم کارستان. باور داشته باش اگر بخواهیم میتوانیم. فقط باید بخواهیم. بخواهیم و برای خواسته هایمان تکانی بخوریم…




