RSS

دوستانی که با پيشنهاد راهپیمایی 13 آبان مخالفند، فقط یک سوال:

میشه بگید پیشنهاد شما چیه؟

 
Leave a comment

Posted by on October 23, 2012 in Uncategorized

 

رویش دوباره جنبش آزادی: پنجشنبه، ساعت 17، امام حسین تا آزادی

بار دیگر دستانمان را در هم گره می زنیم و فریاد می زنیم مرگ بر دیکتاتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور

 
Leave a comment

Posted by on August 25, 2012 in Uncategorized

 

بياييد اين روزها متحد باشيم…

روزهای سرنوشت سازی پیش رو داریم. روزهایی که اگه بتونیم خوب ازشون استفاده کنیم قطعا می تونیم جنبش اعتراضی رو به روزهای اوجش برگردونیم. ولی متاسفانه این روزها به جای اینکه تمرکز کنیم روی جمهوری اسلامی که دشمن مشترک همه ماست، فقط داریم با همدیگه می بحث می کنیم. بحثی که هیچ دستاوردی نداره جز از دست رفتن فرصت اجلاس پیش رو و البته خوشحالی حکومت وحشی جمهوری اسلامی…. دوستان بیایید این چند روز درگیری های داخلی رو فراموش کنیم و یک بار دیگه همه با هم و یکصدا برای برپایی تجمعات خیابانی از روز دوشنبه تا پایان اجلاس اطلاع رسانی کنیم. اگه همه ما اعم از سکولارها، مسلمونها، جنبش سبزی ها، اصلاح طلبهت، سلطنت طلبها و بقیه گروه های فکری با هم یکی بشیم و تمرکز کنیم روی سرنگونی رژیم، خیلی زود شاهد تحقق رویای سقوط رژیم خواهیم بود. خیلی زود تر از اون که فکرش رو می کنیم. فقط اگه این روزها متحد باشیم…

 
5 Comments

Posted by on August 25, 2012 in Uncategorized

 

پيشنهاد: از سرگيری شعارهای شبانه از امشب تا سلامتی کامل ميرحسين و پايان حصر او و کروبی

تو این شرایط باید کاری کرد. جدا از این که چه اعقادی داریم، برای زنده نگه داشتن جنبش آزادی خواهی باید کاری کنیم. وگرنه این روال (حصر افراد معترض و از پای در آوردن تدریجی اونها) برای همه افراد معترض تکرار خواهد شد. بیایید یک بار دیگه دست در دست هم بدیم و به کابوس جمهوری اسلامی پایان بدیم. این میتونه بهترین فرصت باشه. بیاید اختلافات رو کنار بذاریم و با هم کمر به تغییر ببندیم. به عنوان اولین کار (البته فقط اولین کار نه تنها کار) میتونیم شعارهای شبانه رو دوباره از سر بگیریم. شعارهامون هر چیزی که بهش اعتقاد داریم میتونه باشه. فقط باید راس ساعت 10 شب آسمون شهر رو پر کنیم از فریادهای اعتراضی.

 
Leave a comment

Posted by on August 24, 2012 in Uncategorized

 

تجمع اعتراضی به گرانی و وضعیت بد اقتصادی – چهارشنبه – چهارم مرداد – ساعت 5 بعد از ظهر

با توجه به آغاز تظاهرات مردم نیشابور به وضع بد اقتصادی و گرانی، پیشنهاد می شود که چهارشنبه، 4 مرداد، ساعت 5 بعد از ظهر، با تجمع در میدان ولیعصر، اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی که حکومت باعث و بانی آن است، نشان دهیم. لطفا با هر وسیله ای اطلاع رسانی کنید.

 
Leave a comment

Posted by on July 24, 2012 in Uncategorized

 

تا چه حد به اصول دموکراسی پایبندیم؟

(قبل از هر چیزی بگم که این نوشته بر خلاف اکثر نوشته های رایج این روزهای فضای مجازی، خیلی نوشته جنجالی و پر هیجانی نیست و احتمالا خوشایند هیچ گروهی نباشه. پس اگه دنبال متن خوشایند برای حزب و گروه و … خودتون می گردید بهتون پیشنهاد میکنم که این متن رو نخونید.)

یه سوالی ازتون دارم. خدا وکیلی منصفانه جواب بدید. شما (بله شمایی که دارید این متن رو می خونید) فکر می کنید آدم دموکراتی هستید؟ خواهش می کنم سریع جواب ندید. همین جای متن متوقف شید و یه چند لحظه به این سوال فکر کنید. به کار هایی که می کنید عمیق تر فکر کنید. ببینید واقعا آدم دموکراتی هستید..

.

.

.

خب حالا که یه خورده به این موضوع فکر کردید بیاید با هم یه بار دیگه تعریف دموکراسی رو مرور کنیم: به زبان خیلی ساده، دموکراسی یعنی اینکه هر کس آزاد باشه هر اعتقادی داشته باشه و همه موظف هستند به نظر دیگران احترام بگذارن. در مواردی هم که باید یک گزینه از بین اعتقادات انتخاب بشه، اعتقاد اکثریت جامعه انتخاب میشه. خب به همین اندازه از تعریف دموکراسی بسنده کنیم. حالا بیاید کار هایی که می کنیم رو با همین تعریف بسنجیم و ببینیم تا چه حد انسان دموکراتی هستیم.

همین امروز که داشتم تو سایت بالاترین چرخ میزدم با یه لینک که در مورد یکی از اشخاص سیاسی کشور بود برخوردم. از اونجایی که تعداد رای های داده شده بهش زیاد بود، کاملا نا خود آگاه روش کلیک کردم تا ببینم متنش چیه ولی وقتی وارد صفحه لینک شدم، بیش تر از متنش، تعداد نظرات بالای داده شده بهش توجهم رو جلب کرد و باز هم به صورت کاملا نا خود آگاه، قبل از اینکه متن رو بخونم، رفتم سراغ نظرات داده شده. ولی ای کاش این کار رو نکرده بودم. اصلا ای کاش  کلا سراغ این لینک نمیومده بودم. یه لینک با نظراتی که هرچی میگشتی رد پایی از دموکراسی توش پیدا نمی کردی و تنها چیزی که میشد این وسط پیدا کرد، یه مشت فحش و توهین و بد و بیراه از طرف گروه فلان به گروه بهمان و از طرف گروه بهمان به گروه فلان بود و چقدر برام جالب بود که در یک جامعه کوچک مثل بالاترین که اکثر افرادش به دنبال برقراری دموکراسی هستند، اقل افرادش هم به اصول اولیه دموکراسی پایبند نیستند. وقتی بد و بیراه ها و توهین های افراد به همدیگرو خوندم یه هو به این فکر افتادم که اگه یه روزی قدرت دست این افراد دموکراسی طلب! بیفته وضعمون چه طور میشه.؟ آیا واقعا وضعمون بهتر از این میشه؟ مایی که الان که هیچ قدرتی نداریم، برای به کرسی نشوندن حرف خودمون و طرفداری از اعتقاد خودمون، به هر اعتقاد و بینش دیگه ای بی احترامی میکنیم، اگه یه روزی قدرت داشته باشیم، بیینش مقابل رو نابود نمی کنیم؟ این رفتار و طرز برخوردمون شبیه برخورد حکومت فعلی با مخالفاش نیست؟ مثل اینکه ما ها فقط همین راه رو بلدیم. مثل اینکه یاد نگرفتیم که میشه دو عقیده در کنار هم زندگی کنن. فکر می کنیم همه باید شبیه هم باشیم. یه نگاهی به لینک های این تیپی بندازید. مثلا فرض کنید یک در مورد جنبش سبز لینک بذاره، سریع مجاهدا و سلطنت طلب ها با منفی ها و نظرات محترمانشون! از راه میرسن. یا یه سلطنت طلب یه لینک در مورد فلان رهبرش بزاره، سریع جنبش سبزی ها و مجاهدا به لینک گذار ادای احترام! می کنن. و یا همین طور اگه یه مجاهد در مورد اشرف یک جمله بنویسه، این دفعه نوبت جنبش سبزی ها و سلطنت طلب هاست که دست به یکی شن تا لینک گذار رو مورد عنایت! قرار بدن. خلاصه تو این جور لینک ها کلی می تونید فضای دموکراتیک رو ببینید. البته جنازه این فضا رو. بله ما هنوز خودمون دموکراتیک نشدیم. باور کنید نشیدیم. هر وقت تونستیم نظرات دیگران در مورد عقاید خودشون رو تحمل کنیم و به عقایدشون توهین نکنیم، اون موقع هست که می تونیم از حکومت ایراد بگیریم که چرا داره مارو سرکوب می کنه. ولی الان که خودمون داریم نظرات دیگران رو با بدترین توهین ها سرکوب می کنیم، حق همچین کاری نداریم. با این فضا، به نظرتون حکومت دست کدوم گروه باشه، وضع آزادی بهتر از این میشه؟

 
1 Comment

Posted by on June 14, 2012 in Uncategorized

 

بياين بساط اين گشت ارشاد رو جمع کنيم!

قطعا هر کدوم از ما چند باری با صحنه دستگیر کردن دخترها و زنها تو خیابون برخورد کردیم. صحنه ای که به قدری اعصاب آدم رو خورد می کنه که آدم می خواد همون جا چشمش رو به هر ملاحظه ای ببنده و فقط فریاد بکشه. چند روز پیش که دوباره این صحنه رو دیدم و واقعا اعصابم خورد شد با خودم فکر کردم که چرا ما اینقدر نسبت به این حرکات بی تفاوت شدیم. چرا این صحنه ها رو می بینیم و هیچ حرکتی نمی کنیم و خلاصه به این فکر افتادم که بیام و یه کمپینی برای مبارزه با گشت ارشاد راه بندازم. راه مبارزه هم خیلی ساده است. با هم قرار بزاریم که هر جا صحنه دستگیری دیدیم همون جا یا اطرافش وایستیم و وقتی تعدادمون یه خورده (در حد 10 نفر) شد، به این قضیه اعتراض کنیم. اونم خیلی آروم و منطقی. با همین کار من مطمئنم که به زودی بساط گشت رو جمع می کنن. بعد که اومدم و تو FB یه گشتی زدم دیدم قبلا دوستان زحمتش رو کشیدن و حالا نوبت ماست که با همکاری با این صفحه فیسبوک، گامی رو در جهت پس گرفتن یکی از هزاران حقوقمون که آزادی در پوشش هست، برداریم. آدرس صفحه فیسبوک رو تو بخش نظرات میگذارم. Like و Share یادتون نره

 
Leave a comment

Posted by on May 29, 2012 in Uncategorized